مهترین و سریعترین عامل رشد کسب و کار شما نیچ مارکت می باشد

0 361
ازت می خوام با دقت این ویدیو رو نگاه کنی و بهت قول میدم اگر بری اجراش بکنی می تونه مهمترین دلیل تو برای رشد سریع کسب و کارت باشه

نیچ(niche) از اون کلماتیه که نمی‌شه به فارسی ترجمش کرد. یه اصطلاحه. یه مفهمومه. بخوایم به فارسی برگردونیمش مثلا باید بگیم: گوشه، کنج، یجای متمرکز.

تعریف نیچ

نیچ یجور متمرکز شدن روی یه موضوع خاصه.

یجور کوچیک کردن داستان برای اینکه اجرا بشه. یه کامیون رو بخوای هل بدی تا راه بیفته راحت‌تره یا یه مینی‌ماینر؟

نیچ مارکت
نیچ مارکت

نیچ مقابل همه چیزه.

نیچ رو تو فضاهای مختلف چیزایی به اول یا آخرش وصل می‌کنن و تو اون رشته علمی ازش استفاده می‌کنن. مثلا می‌گن نیچ مارکت. یعنی بازار گوشه‌ای. یعنی یه بازار متمرکز. و ازین دست ترکیبات که الان چیز دیگه به ذهنم نمی‌رسه.

چیزی که تو نیچ مهمه تمرکزه. هر چی متمرکز تر بهتر.

یعنی نیچی که دایره تحت پوشش اون چه به لحاظ محصول، چه به لحاظ موضوع، چه به لحاظ خدمات کوچیکتر و متمرکز تره؛ بهتر از نیچی هست که دایره تحت پوشش اون بزرگتره.

نیچ رو می‌تونیم این‌جوری تعریف کنیم:

نیچ یک بخش کوچک و متمرکز از یک موضوع بزرگتر است.

مثلا میوه یه موضوعه عامه، اما میوه‌های ارگانیک خاصه، میوه‌های ارگانیک فلان شهر، خاص تره، میوه‌های فصل تابستان ارگانیک فلان شهر بازم خاص تره.

نیچ مارکت
نیچ مارکت
هر چی موضوع متمرکز‌تر بشه باعث می‌شه رشد در ابتدای کار سریع‌تر انجام بشه. چون اولین چیزی که می‌سازه، یک وجه تمایز کاملا مشخص و پررنگه که تقریبا رقابت در اون وجه رو برای بقیه رقبای قوی‌تر اون حوزه غیر ممکن می‌کنه.

برای همین خاطرِ که تو سال‌های اخیر شاهد خریده شدن یه عالمه استارت‌آپ کوچیک توسط دونه درشت‌ها بودیم.

من وقتی متمرکز بشم روی یک موضوع خاص، تو اون موضوع عمق می‌گیرم. عمق گرفتنم باعث می‌شه حرف‌هایی بزنم، محصولاتی بیرون بدم، خدماتی ارائه کنم که خیلی خیلی خاصه.

عمق بگیر متمایز می‌شی

نیچ مارکت  رو می‌تونیم با این تعاریف روبروی پهن کردن کار ببینیم. می‌تونیم مقابل باز شدن توی سطح ببینیم. یجورایی مثل غواصی کردنه.

مثلا اگه من بخوام میوه بفروشم از هر مدلی از هر کسی از هر جایی در نهایت می‌شم یه میوه فروش مثل بقیه… برای ایجاد وجه تمایز مجبورم برم سراغ همون مسائل کلیشه‌ای مثل: من قیمتام بهتره، اِرسالم سریع‌تره، سایت دارم، پشتیبانی عالی دارم و تمام مسائلی که اصلا نمیشه اسم مزیت روشون گذاشت. بیشتر خصوصیت هستن.

خیلی خیلی دیدیم کسایی که با ذوق و شوق می‌گن من دارم یه سایت می‌زنم که از مدل خارجیش هم کامل‌تره، اونا این آپشنو ندارن ولی ما داریم… نمونه‌اش مثلا همین پیام‌رسان‌های داخلی؛ همه چی توشون هست بغیر از ابزار و امکاناتی که بشه باهاشون راحت و سریع پیام داد و گرفت.

سعی کنید چیزی در مورد همه چیز و همه چیز را در مورد چیزی یاد بگیرید

حالا فکر کنید یه‌نفر مثلا مثل کشمون که فقط داره زعفرون ۴ تا کشاورز خراسان جنوبی رو می‌فروشه کار کنه. می‌تونه محصولش رو آزمایش کنه. می‌تونه با کشاورزا مصاحبه کنه، زندگی کاری یا شخیص‌شون رو یه تصویر بکشه که مخاطبا با اون‌ها ارتباط نزدیک بگیرن و هزار و یک کار دیگه که هیچ‌وقت اون عمو میوه فروش نمی‌تونه انجام بده.

نیچ با ایجاد یک وجه تمایز قدرتمند از طریق عمیق شدن در یک موضوع باعث رشد سریع در ابتدای کار می‌شه.

یه‌چیزی مثل همون دایره‌ای که حتما بچه‌گیا با ذره‌بین متمرکزش می‌کردیم تا بتونیم اشیا مختلف رو بسوزونیم یا احیانا اگه پلاستیکی بود آب کنیم.

چطور یه ماهی بزرگ باشیم

 

یه مثالی جالبی که در مورد نیچ می‌زنن مثال ماهی و حوضه.

فرض کنید شما می‌خواید وارد حوزه آشپزی بشید و در اون یک مجله دیجیتال ایجاد کنید. مسلما شما تو این موضوع در کنار مجلاتی هستید که از شما قدیمی‌تر هستن، قوی‌تر هستن و سهم‌های بزرگی از بازار هدف شما رو در اختیار دارن.

این‌ مجلات ماهی‌های بزرگی هستن توی حوض آشپزی و شما با ورود به این حوض در ابتدا یک ماهی کوچیک هستید.

تا اینجا همه چی واضح و مشخصه. اما چجوری می‌شه این ماهی کوچک بزرگ بشه؟

چیزی که تو دنیای واقعی اتفاق میفته تدریجه؛ مسلما هیچ راهی برای بزرگ شدن ماهی بصورت دفعی حداقل تو این عالم نداریم.

پس چجوری می‌تونیم ماهی رو بزرگ کنیم؟
درسته. جوابش نیچه.

یعنی باید حوض رو کوچیک کنیم!
مثلا موضوع مجله رو متمرکز می‌کنیم روی غذاهای ایرانی، یا اگه رقابت خیلی شدیده، متمرکزترش می‌کنیم روی فقط انواع آش‌های ایرانی.

وقتی حوض کوچیک بشه، ماهی بزرگ می‌شه. بزرگی و کوچیکی مفاهیم نسبی هستن نه مطلق.

نیچ مارکت
نیچ مارکت

این با این مثال خیلی بهتر معلوم می‌شه که نیچ چطور باعث رشد سریع و در عین حال ایجاد تمایز قدرتمند در شروع کار می‌شه.

اتفاق جالب دیگه‌ای که با کوچیک کردن حوض میفته، ایجاد یک حوض جدیده. یک زمین بازی جدید که شما در اون تنها هستید و بزرگ. یک شروع قدرتمند!

ایجاد زمین بازی جدید به شما کمک می‌کنه تا بتونید رهبر فکری باشید. چیزایی بگید یا انجام بدید که قبلا نبوده. چیزایی که از نظر بقیه خیلی خلاقانس.

نیچ کمک می‌کنه تا رهبر فکری قوی‌تر و با نفوذتری باشید

یه نکته‌ای که باعث می‌شه اکثر افراد به سمت نیچ نرن ترس از کمبود محتوا یا تعداد پایین مخاطبانه.

مثلا شاید سوال بشه چندتا آش ایرانی داریم؟ مگه چقدر می‌شه در مورد آش مطلب بیرون داد؟ نهایتا بعد از ۵ یا ۱۰ شماره مطالب تموم می‌شه!

این نوع سوالات و دیدگاه‌ها بخاطر عدم نگاه تحقیقی و عمقیه.
مثلا یدوره می‌شه تمام آش‌ها شناسایی بشه، موادشون چیه، چه منفعت‌هایی دارن، چطور پخته می‌شن، چه کسانی توی ایران تو این زمینه تخصص دارن، چطور می‌شه آش‌های جدید درست کرد، فرهنگ‌سازی آش خوردن و…

امکان نداره موضوعی انتخاب بشه که نشه توی اون موضوع عمیق شد. عالم نه ازین ور محدوده نه از اون سمت.

چقدر متمرکز بشیم خوبه؟

کوچیک کردن دایره موضوع یا حوض بستگی به میزان رقابت تو اون حوزه داره.

عموما تو ایران اکثر موضوعات آنچنان رقابتی ندارن و خیلی جاها نیاز نیست خیلی متمرکز شد. برای همین کپی کردن از یک‌سری کسب‌و‌کارهای بشدت متمرکز مثلا آمریکایی یا اروپایی تو ایران شاید خیلی با اون شدت تمرکز نیاز نباشه.

البته حتی اگه تو یه حوزه با رقابت پایین بازم نیچ عمیق‌تر و جمع‌وجور تر باشه بنظر می‌رسه باعث بشه رشد در ابتدای مسیر سرعت بیشتری بگیره.

جمع بندی

  1. نیچ عامل کلیدی رشد سریع در ابتدای مسیر است
  2. نیچ وجه تمایز بسیار قدرتمندی ایجاد می‌کند
  3. نیچ باعث عمیق‌تر شدن در موضوع می‌شود
  4. نیچ یک زمین بازی جدید ایجاد می‌کند
  5. نیچ بهترین راه برای رهبر فکری شدن است

ما بوسیله نیچ در محدوده انتخابی خودمون که یک زمین بازی جدیده می‌تونیم عمیق بشیم؛ که این عمق گرفتن باعث می‌شه ما یک وجه تمایز قدرتمند پیدا کنیم و بتونیم با ارائه نظرات و محصولات و خدمات بشدت خاص و در عین حال حرفه‌ای رهبر فکری زمین بازی جدید باشیم.

مجموعه این اتفاقات که در پی گزینش نیچ بوجود میاد باعث می‌شه رشد ما در ابتدای مسیر خیلی خیلی سریع بشه.

در نهایت بعد از طی کردن مقداری از مسیر، جایی که همه چی جا افتاد و به بلوغ رسید می‌شه حوزه و دایره نیچ رو بزرگتر کرد.

 

نیچ مارکت
نیچ مارکت

7 گام برای تعریف نیچ مارکت

فرض کنید که شما ایده ای برای یک کسب و کار دارید، ولی هنوز برای راه اندازی آن آماده نیستید. قبل از اینکه هر کاری در زمینه ایجاد کسب و کار خود انجام دهید، باید بدانید که مشتری کسب و کار شما کیست.

اصولا دو بازار برای فروش محصولات وجود دارد: مصرف کنندگان نهایی و شرکت ها،

تشخیص این موضوع بسیار ساده است. اگر شما در یک فروشگاه خرده فروشی، لباس زنانه میفروشید. بازار هدف شما مصرف کننده نهایی است. و اگر شما لوازم اداری میفروشید مصرف کننده کالای شما شرکت ها هستند. فروش کالا به شرکت ها را تجارت B2B نیز می نامند. در بعضی موارد مثل چاپخانه ها شما ممکن است با هر دوی این مشتری ها تجارت داشته باشید.

هیچ تجارتی، مخصوصاً یک تجارت کوچک، نمیتواند همه کالاهای مورد نیاز همه مشتریان را تهیه نماید. هرچه بازار هدف شما کوچکتر باشد بهتر است. پروسه تعیین بازار هدف و کوچک کردن بازار هدف را با عنوان ایجاد یک Niche میشناسیم. ایجاد یک Niche کلید موفقیت تجارت های مختلف حتی تجارت های بزرگ میباشد. مثال: والمارت Wallmart و تیفانی Tiffany هر دو خرده فروش هستند ولی آنها Niche های متفاوتی دارند. والمارت به خریدارانی که بدنبال کالای ارزان قیمت هستند جنس میفروشد و مشتریان تیفانی خریداران جواهرات گرانقیمت هستند.

برخی از سایت ها از یافتن یک Niche طوری صحبت می کنند که انگار Niche یک گنج مدفون است که میتوان با بیل زدن زمین آن را یافت، یا اینکه Niche یک پدیده جادویی است که در انتهای رنگین کمان پنهان شده است. ولی این تعاریف اصلاً تعریف درستی از Niche نیستند. Lynda Falkenstein در سایت Nichcraft مینویسد: باید از تخصص خود برای تمرکز بر روی کسب و کارتان استفاده کنید. و گوشه گوشه بازار هدف خود را بشناسید تا بتوانید مشتریان را به سمت تجارت خود جذب کنید. Niche های با کیفیت هرگز بصورت خود به خود در جلو شما ظاهر نخواهند شد، شما باید آنها را با دقت کامل ایجاد کنید.

بسیاری از کار آفرینان بجای ایجاد نیچ و محدود کردن بازار هدف خود به اشتباه ادعا می کنند که توان انجام کارهای زیادی را دارند و در همه آنها میتوانند بخوبی عمل کنند. این افراد بسرعت به این صحبت Falkenstein خواهند رسید: کسب و کار های کوچک در تجارت قدرتمند ترند، زیرا تجارت های کوچک در همه جنبه های یک تجارت وارد نمی شوند آنها بر روی یک موضوع خاص تمرکز بسیار بالایی دارند.

هفت گام برای ایجاد یک Niche با ارزش:

1. ایجاد لیست اهداف مورد نظر

با چه کسانی میخواهید تجارت کنید؟ تا جای ممکن پاسخ خود را دقیق انتخاب کنید. مکان جغرافیایی مشتریان بلقوه ای را که میخواهید کالای خود را به آنها بفروشید مشخص کنید. اگر ندانید چه کسانی مشتری شما هستند. نمیتوانید با مشتریان بلقوه خود ارتباط بر قرار کنید. شما باید بدانید که نمیتوانید کالای خود را به همه بفروشید. به یاد داشته باشید که اغراق کردن در توانایی های خود یا کالایتان باعث گیج شدن مشتری خواهد شد.

امروزه برند ها به سمت ایجاد Niche های کوچکتر حرکت کرده اند. تعیین هدفی مانند نوجوانان کافی نیست و باید هدف خود را کوچکتر و دقیقتر مشخص کنید. مثلا نوجوانان پسر دورگه آمریکایی آفریقایی که درآمد خانوادگی آنها 40 هزاردلار و بیشتر است هنوز برای آنکه هدف یک کمپین بازاریابی برای خدماتی مانند عرضه و فروش نرم افزار باشد، یک جامعه هدف بزرگ، است. هدف قرار دادن شرکت های فروش نرم افزار که در شمال کالیفرنیا فعالیت می کنند و میزان فروش 15 میلیون دلار و بالاتر را در سوابق خود دارند هدف بهتری است.

2. تمرکز

مشخص کنید که چه چیزی میخواهید بفروشید. به خاطر داشته باشید که

A) شما نمی توانید همه چیز را به همه کس بفروشید.

B) تجارت های کوچکتر توانایی های بیشتری دارند. ولی باید اهداف دقیقتری انتخاب کنند.

یک Niche را نمی توان هم عرض فیلد کاری یک تجارت در نظر گرفت. مثلا یک خرده فروشی لباس یک فیلد کاری است و نه یک Niche یک Niche باید توصیف دقیقتری از مشتریان شرکت ارائه دهد. مثلا لباس های بارداری برای زنان کارمند میتواند یک Niche تلقی گردد.

تکنیک هایی که برای تمرکز خود بر روی اهداف مشخص تر میتوانید استفاده کنید عبارتند از:

یک لیست از کارهایی که میتوانید به نحو احسنت انجام دهید تهیه کنید و توانایی های لازم برای هر کدام از این کارها را در کنارشان لیست کنید.
دستاوردهای خود را لیست کنید.
مهمترین درسهایی که در ارتباط با تجارت خود کسب کرده اید را مشخص کنید.
بدنبال الگویی برای روش های حل مشکلات خود باشید.

یک Niche باید بطور طبیعی از تجارب و علایق شما نشآت بگیرد. برای مثال، اگر شما به مدت 10 سال برای شرکت های مشاوره ای کار کرده اید و همچنین 10 سال هم در یک تجارت خانگی کوچک همکاری داشته اید. شاید بخواهید یک شرکت مشاوره ای که به تجارت های کوچک خانگی مشاوره میدهد را ایجاد کنید.

3. جهانبینی مشتریان خود را توصیف کنید

یک تجارت موفق از قانون پلاتینیوم طبعیت می کند. این قانون میگوید که رفتار شما با دیگران باید مانند رفتار خود آنها باشد. یعنی آنکه برای فروش یک کالا به یک کاربر باید بدانید که او هنگام خرید کالا چگونه فکر می کند. برای این منظور باید از کاربران خود علایق اصلیشان را بپرسید و برای تشخیص نیازهایشان، خودتان را بجای آنها تصور کنید.

4. ترکیب کردن

در این مرحله Niche باید با ایده های شما و نیاز های مشتریان همآهنگ شود. در واقع با ترکیب ایده های شما و نیاز های مشتریان شما باید یک Niche کاملا جدید بسازید. یک niche خوب این ویژگی ها را باید داشته باشد.

با مقصد نهایی شما مطابقت دارد. به عبارت دیگر با چشم انداز نهایی شما کاملا منطبق است.
کس دیگری خواهان آن است. منظور مشتری میباشد.
با دقت طراحی شده است.
منحصر به فرد است و رقبای دیگر از آن استفاده نمی کنند.
قابلیت تکامل دارد. به شما امکان میدهد که منافع متفاوتی را در ضمن حفظ اصول اولیه تجارت خود، توسعه دهید. به زبان ساده تر موفقیت دراز مدت شما را تضمین می کند.

5. مرحله ارزیابی Niche

در این گام شما باید محصولات و سرویس های خود را با 5 مرحله توضیح داده شده در گام قبل مورد ارزیابی قرار دهید. قطعاً با بررسی Niche مد نظر خود با موارد بالا شما به این نتیجه خواهید رسید که برای دستیابی به یک Niche با کیفیت همچنان راه زیادی را باید بپیمایید. این بدان معنی است که Niche مورد تصور شما با یکی از موارد ذکر شده در بالا همخوانی ندارد و شما باید برای حل این مشکل تلاش کنید، تا بتوانید به مرحله بعد بروید.

6. تست Niche

در این مرحله شما کالای خود را با Niche خود هم آهنگ کرده اید، و نوبت به تست آن میرسد. در این مرحله شما باید کالا را در معرض فروش بگذارید. برای این منظور معمولاً یک تست اولیه از کالا را به مشتریان ارائه میدهد. اصولاً برای نمونه اولیه نباید هزینه زیادی پرداخت کرد. اگر شما برای تهیه نمونه اولیه که قصد فروش آن بصورت تستی را دارید ناچار هستید هزینه زیادی پرداخت کنید. مطمئن باشید که یک قسمت از چرخه تولید کالای تستی شما غلط طراحی شده است و باید در آن بازنگری کنید. تا کالای شما با حداقل قیمت در اختیار مشتری قرار گیرد.

7. ایده خود را عملیاتی کنید

زمان اجرای ایده شماست. قطعاً برای بسیاری از کارآفرینان ورود به بازار استرس آورترین مرحله است. ولی اگر تمام مراحل بالا را بدرستی انجام داده باشید. شما یک ریسک کاملاً منطقی پیش رو خواهید داشت و همه چیز را به شانس و اقبال نخواهید سپرد.

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.